|
گربه اسیر پنجره است، پنجره اسیر حصار و دل رهگذران هر روز کوچه اسیر حسرت نگاه گربه که لای شکاف هر دیوار چنبره زده. گربه! دلم میخواهد باور کنم که روز عبورت از هر چه پنجره و حصار و دیوار و بند نزدیک است. در نگاهت آگاهی میبینم. |
||
|
+
شنبه یازدهم مهر 1388
|
|
||
|
ای خدا! اینهمه ستم کرده ای، دست پس بکش و این عشق را بگذار که بماند.
|
||
|
+
پنجشنبه نهم مهر 1388
|
|
||