تبليغاتX
قا قا لی لی
واقعن دیدن این خانوم که با لباس خواب توری سفیدشون که حلقه های آستینش هم از هر دو طرف افتاده روی بازوهاشون و لبهاشونم قلوه ای عمل کردن و خط لب مشکی دورش کشیدن و ماتیک نارنجی زدن و لنز سبز راه راه پشمی گذاشتن و هی توی رختخواب خم می شن به جلو و کمرشون رو خم می دن به عقب و باسنشون رو خم می دن به اونور و این حرفا و بعد می رن توی وان حموم و وسط کفها می شینن و روسری حریر هم سرشون می کنن و اون حرکتهای قبلی رو توی وان هم تکرار می کنن و ظاهرن توجیه نشدن که قراره در یک موزیک ویدیو نقش بازی کنن و نه فیلمهای ساعت 12 شب به بعد، ما رو یاد همه چیز انداخت غیر از "بانوی موسیقی و گل" و اصالت و نجابتی که کلمه "بانو" تداعی می کنه.
چند روز پیش هم با ملو ویار "آهنگ" کردیم و طی عملیات YouTube گردیمون رسیدیم به یه اثر ماندگار از هنرمند فرزانه شهرام کی که دلم نمیاد چند خط از ترانه رو اینجا ثبت نکنم. می فرماید: "مرتیکه انگار شعور نداره می بینه کنارش نشستم؛ هی داره سوت می زنه علامت می ده منم چشامو بستم؛ پر رو پر رو زل زده تو سینه دوست دختر من؛ خوبت شد؛ زدم دماغتو شکستم."
داشتیم خدا رو شکر می کردیم که ما در ایران وزارت ارشاد اسلامی داریم.
+ جمعه بیست و یکم تیر 1387

ایکاش می شد احساس ترانه ای را با تو تقسیم کنم...
+ چهارشنبه نوزدهم تیر 1387